پاسخ فعالیت های زیست شناسی سوم راهنمایی
آزمایش کنید صفحه 108
استخوان جوشیده نرم شده است و از لحاظ رنگ و سختی و مقاومت با استخوان تازه متفاوت است .
بعلت اینکه رشته های پروتئینی بر اثر حرارت از بین رفته است.
اگر استخوان را در اسید بیندازیم مواد معدنی مثل کلسیم وفسفر خود را از دست می دهد و نرم می شود .
مقایسه کنید صفحه 109:
ستون مهره ها حالتی پیدا می کند تا در اثر راه رفتن آسیبی نبیند .مقاومت ستون مهره ها در برابر ضربه و حرکت ناگهانی زیاد می شود.و و انحنای مهره های پشت سبب می شود که بدن به هر طرفی حرکت نماید و حالت فنری بدست آورد .
جمع آوري اطلاعات صفحه 113
ضرب ديدگي يا پيچ خوردگي Sprain
آسيبي كه در اثر حركات غيرعادي در محل مفصل ها مثل پيچش يا كشيده شدن زياد ازحد ايجاد مي شود. در اين حالت رباط ها چنان كشيده مي شوند كه مفصل دردناك مي شود . گاهي ممكن است رباط از استخوان يا مفصل جدا يا حتي قطع شود، اما استخوان در محل مفصل از هم جدا نمي شوند.
2)در رفتگيDislocation-Luxation
حالتي كه مفصل چنان پيچيده يا كشيده شود كه استخوان ها از محل طبيعي خود در مفصل خارج و يا جابه جا شوند. در اين حالت ممكن است رباط ها كشيده يا پاره شوند . مهم ترين علامت دررفتگي ، بي حركت ماندن سر استخوان در رفته در محل جديد است . علت دررفتگي اغلب ضربه ي غير مستقيم است. جا انداختن فوري در رفتگي در بهبود آن اهميت فراوان دارد .پس از جا انداختن دررفتگي ،مفصل را بايد براي مدتي به حركت نگه داشت. معمولا مردان بيش از زنان دچار در رفتگي مفصل ها مي شوند .3)آرتريت Arthritis
واژه است براي بيماري هايي كه مفاصل را دردناك و سفت و گاه متورم مي كند . آرتريت به بيش از 100 بيماري مربوط مي شود و مي تواند مانع فعاليت درست مفصل شود . اگر درمان آن سريع شروع شود ، از آسيب دراز مدت مفصل جلوگيري مي شود . در انواع آرتريت معمولا اشكالاتي در استخوان هاي مفصل ، غضروف مفصلي ، مايع مفصلي يا غشاء مولد مايع مفصلي پيش مي آيد. (آرتروز )
(استئو آرتريت) و آرتريت روماتويد از انواع مهم آرتريت هستندكه اولي شايع ترين آنهاست.
4)روماتيسم Rheumatism
التهاب و تورم مفاصل و عضلات همراه با درد را روماتيسم مي نامند كه به شكل حاد يا مزمن ايجاد مي شود . در اين بيماري چند مفصل با هم يا به طور متناوب دچار بيماري مي شوند . خطر مهم اين بيماري عارضه قلبي آن است. اين بيماري معمولا از عوارض ويروس عفونت لوزه ها و بخش فوقاني دستگاه تنفس يا گروهي از باكتري ها (استرپتوكوك ها ) است . روماتيسم حاد اغلب به دنبال گلودرد چركي ايجاد مي شود ، درد مفاصل در زانو ، مچ دست و پا و آرنج بيشتر ايجاد مي شود و از مفصلي به مفصل ديگر مي رود در حالت مزمن مفصل هاي قرينه بدن(مثل انگشتان دو دست) مبتلا مي شوند كه معمولا در اثر از بين رفتن هاي مفصلي ، استخوان ها ضخيم شده ، مفصل تغيير شكل پيدا مي كند.
جدول مقايسه اي ماهيچه ها صفحه113
مثال هاي مربوط به ماهيچه هاي اسكلتي ، بسيار گوناگون اند و در مورد قلب محدود به خود آن است. براي ماهيچه هاي صاف عنبيه چشم ، لوله هاي حالب (ميزناي) ، رگ هاي خوني ، روده ، معده و رحم را مي توان بيان كرد. در ميان مثال ها از اسامي معمولي استفاده كنيد . مانند ، ماهيچه جلوي بازو به جاي ماهيچه دوسر . همچنين از بيان مثال هايي كه بچه ها با چگونگي عملكرد آن ها آشنايي ندارند (ديافراگم) خودداري كنيد.
تجربه كنيد صفحه 115
بحث كنيد ماهيچه ها را با تجربه كنيد عملي شروع كنيد . اين فعاليت هيجان انگيز است و توجه دانش آموزان را كاملا جلب مي كند . دليل كوتاه شدن دست ، انقباض ، ماهيچه هاي آن و دليل بازگشت به حالت اول رفع انقباض ماهيچه است
مقايسه كنيد صفحه 116
هدف از اين فعاليت بررسي ويژگي هاي اهرم ها در بدن است:
الف- در اهرم نوع اول تكيه گاه بين نيروي محرك و مقاوم قرار دارد . در اين حالت اهرم نوع اول مطرح است .اين اهرم اگرچه با تغيير جهت نيرو به ما كمك مي كند ، اما طول بازوي مقاوم و محرك نيز مطرح است . مزيت مكانيكي اهرم نوع اول ممكن است بيشتر ، كمتر يا مساوي 1 باشد مفصل مهره اطلس گردن با استخوان پس سري (اطلنتوآكسيپيتال) ِِِAtlantooccipitalتكيه گاه بوده و عضلات پشت گردن نيروي محرك را وارد مي كند. نيروي مقاوم وزن سر است. حركت اهرم سر را با عقب خم مي كند
ب-در اهرم نوع دوم نيروي مقاوم بين تكيه گاه و نيروي محرك قرار دارد در اهرم نوع دوم ، مزيت مكانيكي ، بيش از 1 است . اين حالت در بدن معمول نبوده و بسيار كم است . بهترين مثال آن بلند شدن بر روي پنجه ي پاهاست . مفصل استخوان كف پا و انگشتان(متاتارسوفلنجيال) تكيه گاه بوده ماهيچه هاي پشت ساق پا نيروي محرك را وارد كرده ، وزن بدن نيروي مقاوم است.
. نكته قابل توجه در اين حركت آن است كه ، باري اين عمل ماهيچه هاي پشت پا كه با قدرت زياد انجام مي شود ، ماهيچه هاي متقابلي كه به همان اندازه نيرو وارد كنند وجود نداشته و بازگشت به حالت اوليه در اثر نيروي جاذبه انجام مي شود.
در اهرم نوع سوم نيروي محرك بين تكيه گاه و نيروي مقاوم قرار دارد. ) اين حالت كه مربوط به اهرم نوع سوم است ، در بدن رايج است در اين نوع اهرم ، مزيت مكانيكي هميشه كمتر از 1 بوده و مسافت و سرعت اثر نيرو افزايش مي يابد . در اين مثال مفصل آرنج ، تكيه گاه بوده ، ماهيچه جلوي بازو نيروي محرك را وارد كرده ، ساعد دست بازوي مقاوم است . در اين حالت كمي انقباض ماهيچه مي تواند دست را به مقدار زيادي جا بجا كند.
ج-در اين نوع اهرم ، ماهيچه ها مي تواند به نزديكي مفصل متصل بوده و با انقباض كم حركات سريع و زيادي را اجرا نمايد.به همين دليل ما مي توانيم به سرعت بدويم يا چيزي را پرتاب كنيم .مقدار بازوي مقاوم و محرك د ر اهرم نوع سوم با سرعت و مسافت اثر نيرو و نيز ميزان نيروي مقاوم مرتبط است . رايج بودن اين نوع اهرم و كم بودن اهرم نوع دوم در ماهيچه ها و استخوان هاي ما نشان مي دهد ساختار بدن ما سرعت را به قدرت تر جيح مي دهد.توانايي برداشتن گام هاي بلند تر باعث پيمودن مسير هاي طولاني در زمان كوتاه تر مي شود. فكركنيد صفحه 117 براي آن كه كار هماهنگي ايجاد شود ، وجود سه شرط لازم است: الف)يك قسمت يا قسمت هايي از بدن جاندار بايد هماهنگ كننده باشد ب) اطلاعاتي از قسمت هاي مختلف بدن جاندار يا محيط اش به قسمت هماهنگ كننده برسد. ج) اطلاعاتي از قسمت هماهنگ كننده به قسمت هاي ديگر بدن جاندار برسد . در دستگاه عصبي، احساس كردن به معني دريافت حس از طريق محرك هايي مثل نور ، صدا و لمس كه گيرنده هاي مربوطه را تحريك كرده اند ، مي باشد. تصميم گيري به معني هماهنگي و تفسير علايم حسي و تنظيم پاسخ ها در مراكز فرهنگي بوده و عمل كردن پاسخ حركتي است كه در پي ارسال علايم از مركز هماهنگ كننده به سلول هاي عمل كننده صورت مي گيرد . مثال هاي مختلفي درباره هماهنگي مي توان مطرح كرد : 1) وقتي لقمه اي غذا در دهان قرار مي گيرد حركت منظم آرواره ها و دهان و زبان موجب جويده شدن غذا مي گردد. سپس حركات منظم زبان و ماهيچه هاي حلق سبب بلع لقمه جويده شده مي گردند. در همين هنگام ترشحات غدد بزاقي و شيره معده افزايش مي يابد. در انجام اين فعاليت ها بخش هاي مختلفي مؤثرند : كمك گيرنده هايي (مكانيكي و چشايي) كه وجود غذا در نقاط مختلف دهان حس مي كنند. گروهي از اعصاب اين خبر را به مركز تنظيم كننده (در مغز) مي برند. گروه ديگري از اعصاب از اين مراكز دستور هاي به عضله ها و غذه هاي ويژه ي گوارشي مي برند. 2) گربه اي كه در حال استراحت است . بوي گوشت را استشمام مي كند، از جاي برخاسته و پس از بو كردن فضاي اطراف خود ، مسير بو پيدا كرده و به طرف منشاء آن حركت مي كند. در اين مورد نيز بوي گوشت موجب تحريك گيرنده هاي بويايي شده و پس از اطلاع مراكز هماهنگي (مغز و نخاع) از طريق راههاي عصبي فرمان هاي لازم در مورد نوع حركت و رفتار جانور صادر مي شود 3)براي آنكه جسمي را در دست بگيريم ، اتفاقات متعددي رخ مي دهد : ابتدا اطلاعاتي در باره ي محل اين جسم و وضعيت آن از چشم ها از طريق راه هاي مربوطه (اعصاب) به مراكز هماهنگي برود و پس از تجزيه و تحليل آنها و ارتباط باساير بخش هاي مركز هماهنگ كننده مسئول كنترل فعاليت ماهيچه ها دستور لازم به ماهيچه ي دست ارسال شود. در اثر اين دستور ماهيچه هاي انگشتان دست به گونه اي منقبض مي شوند كه با اندازه ، وزن و شكل جسم مورد نظر متناسب باشد مچ دست ، آرنج و شانه نيز به صورت هماهنگ حركت مي كنند تا دست باز شده و جسم را بگيرد . از طرف ديگر چون مركز ثقل بدن هنگام حركت و باز شدن دست ، جابه جا مي شود ، الگوي انقباض بسياري از ماهيچه هاي ديگر بدن بايد پيوسته تنظيم شود تا وضعيت قائم بدن محفوظ بماند مقايسه كنيد صفحه 120 در مركز تلفن بخشي از كارها مثل برقراري ارتباط بين مشتركين به صورت خودكار انجام مي شود. در دستگاه عصبي هم بعضي از اعمال به صورت غير ارادي و بدون تصميم گيري انجام مي شود. وقتي يك سلول چيزي را حس مي كند كه لازم است در واكنش به آن سلول ديگري به سرعت كار خاصي را انجام دهد.نورون هايي كه پيام حس را به مركز عصبي مي برند و آن ها كه دستور انجام كار را باز مي گردانند مثل سيم هاي تلفن مشتركين هستند كه توسط مركز تلفن به يكديگر مرتبط مي شوند. در مركز تلفن ارتباط با داخل و خارج كشور مي تواند برقرار شود . در مركز عصبي نيز به محرك هاي دروني (اتفاقات داخل بدن ) و خارجي واكنش نشان داده مي شود. در مركز عصبي برخي اعمال به صورت ارادي صورت گرفته و درباره انجام آن ها تصميم گيري مي شود . در مركز تلفن نيز برخي كارها ، با درخواست مشتركين تلفن انجام مي شود مثل راه اندازي سرويس هاي ويژه تلفني (انتظار مكالمه ، انتقال مكالمه... ) - چنانچه بخواهند تلفن يك خانه را به همه تلفن هايي كه مي خواهند با آن ارتباط داشته باشند متصل كنند بايد به تعداد تلفن ها ، رشته سيم هايي به آن خانه متصل شود. براي هرخانه ديگر نيز همين وضعيت وجود دارد . در اين حالت شبكه اي عظيم و پيچيده اي از سيم كشي مورد نياز است . براي برقراري ارتباط با هر شماره ي تازه اي بايد سيم كشي جديدي انجام شود. رفع اشكالات احتمالي در چنين شبكه اي بسيار تفاوت هاي بسياري بين مركز عصبي و مركز تلفن وجود دارد ، مثلا : تعداد مراكز عصبي (مغز و نخاع)، وجود تصميم گيري براي ارائه ي پاسخ و برقراري ارتباط در مركز عصبي ، تنوع پاسخ در برابر محرك هاي مختلف ، جدا بودن مسير رفت و برگشت پيام عصبي ، برقراري ارتباط بين چندين نقطه (در مقابل مكالمه ي سه نفره ي مركز تلفن) فكر كنيد صفحه 122 باريك و دراز بودن سلول ، داشتن دنباله هاي سيتوپلاسمي ، داشتن قابليت تحريك پذيري ، هدايت و انتقال پيام عصبي. دندريت ها گيرنده هاي نورون ها هستند كه تحريك وارده را به صورت پيام عصبي به جسم سلولي منتقل مي كنند و آن آكسون پيام عصبي را از جسم سلولي تا انتهاي خود هدايت مي كند. ماهيت آن تقريبا الكتريكي است. جانوران موجوداتي متحرك اند و نوع زندگي آن ها ايجاب مي كند كه جاندار بتواند خيلي سريع نسبت به تغييرات محيط خود پاسخ دهد وجود ارتباط يك طرفه موجب مي شود كه حركت پيام عصبي در شبكه هاي عصبي با نظم ويژه اي صورت گرفته و تنظيم عصبي به خوبي ممكن گردد. عدم تداخل پيام ها و امكان ارسال همزمان پيام هاي حسي و حركتي از مزاياي اين وضعيت هستند در نهایت باعث افزایش سرعت می شود فكر كنيد صفحه 123 - عقب كشيدن دست : محرك (سوزن )پاسخ( دور شدن از سوزن) منظور (جلو گيري از آسيب دست) - ترشح بزاق: محرك (مشاهده غذا)پاسخ (تحريك غدد بزاقي)منظور (شروع عمل هضم يا گوارش) - پلك زدن:محرك(حركت جسم خارجي به طرف چشم)پاسخ( بستن چشم)منظور(محافظت از چشم) - ريزش اشك:محرك (گردو غبار )پاسخ (شستشوي چشم)منظور (خروج گرد وغبار ا چشم ) - عطسه: محرك( ذرات معطر و تندوگرد و غبار)پاسخ(خروج هوا از بيني)منظور(دوركردن ذرات معطر وتند از بيني - سرفه: محرك(ذرات غذا)پاسخ ( خروج هوا از ناي و دهان )منظور (عدم ورود غذا به ناي) - تغيير قطرمردمك چشم :محرك(نور زياد)پاسخ(تنگ شدن مردمك چشم)منظور(كاهش ميزان ورود نور) - خميازه:محرك (خستگی كاهش اكسيژن)پاسخ (باز شدن دستگاه تنفس فوقاني به مقدار زياد )منظور (دريافت مقدار زياد اكسيژن) - پرش زانو : محرك (ضربه ي سريع به زير زانو)پاسخ(حركت ساق پا به بالا )منظور( دور شدن از ضربه) بايد توجه داشت كه معمولا در ستون پاسخ مفهوم نوع انعكاس نوشته مي شود. در اينجا يك عمل انعكاسي رخ داده است كه عقب كشيدن دست در هنگام برخورد با يك جسم داغ مي باشد . در اين انعكاس ، محرك ، درد است كه پس از برخورد يك جسم داغ با پوست ايجاد مي شود . اين درد راگيرنده هاي درد دردست احساس مي كنند.اين گيرنده ها ، پيام را به نورون هاي حسي كه پيام ها را به نخاع منتقل مي كنند ، انتقال مي دهند. در نخاع ، اين پيام ها به نورون هاي رابط داده مي شوند و نورون هاي رابط ، آن ها را به نورون هاي حركتي منتقل مي كنند ماهيچه ها منقبض مي شوند و دست را از محل درد به عقب مي كشانند . ماهيچه هايي كه به محرك پاسخ داده اند ، پاسخ دهنده نام دارند. - زيرا جهت حركت پيام عصبي در نورون ها يك طرفه است . - عمل انعكاسي در حداقل زمان ممكن انجام مي شودو آسیب کمتری می بینیم - بله بلي
استخوان جوشیده نرم شده است و از لحاظ رنگ و سختی و مقاومت با استخوان تازه متفاوت است .
بعلت اینکه رشته های پروتئینی بر اثر حرارت از بین رفته است.
اگر استخوان را در اسید بیندازیم مواد معدنی مثل کلسیم وفسفر خود را از دست می دهد و نرم می شود .
مقایسه کنید صفحه 109:
ستون مهره ها حالتی پیدا می کند تا در اثر راه رفتن آسیبی نبیند .مقاومت ستون مهره ها در برابر ضربه و حرکت ناگهانی زیاد می شود.و و انحنای مهره های پشت سبب می شود که بدن به هر طرفی حرکت نماید و حالت فنری بدست آورد .
جمع آوري اطلاعات صفحه 113
ضرب ديدگي يا پيچ خوردگي Sprain
آسيبي كه در اثر حركات غيرعادي در محل مفصل ها مثل پيچش يا كشيده شدن زياد ازحد ايجاد مي شود. در اين حالت رباط ها چنان كشيده مي شوند كه مفصل دردناك مي شود . گاهي ممكن است رباط از استخوان يا مفصل جدا يا حتي قطع شود، اما استخوان در محل مفصل از هم جدا نمي شوند.
2)در رفتگيDislocation-Luxation
حالتي كه مفصل چنان پيچيده يا كشيده شود كه استخوان ها از محل طبيعي خود در مفصل خارج و يا جابه جا شوند. در اين حالت ممكن است رباط ها كشيده يا پاره شوند . مهم ترين علامت دررفتگي ، بي حركت ماندن سر استخوان در رفته در محل جديد است . علت دررفتگي اغلب ضربه ي غير مستقيم است. جا انداختن فوري در رفتگي در بهبود آن اهميت فراوان دارد .پس از جا انداختن دررفتگي ،مفصل را بايد براي مدتي به حركت نگه داشت. معمولا مردان بيش از زنان دچار در رفتگي مفصل ها مي شوند .3)آرتريت Arthritis
واژه است براي بيماري هايي كه مفاصل را دردناك و سفت و گاه متورم مي كند . آرتريت به بيش از 100 بيماري مربوط مي شود و مي تواند مانع فعاليت درست مفصل شود . اگر درمان آن سريع شروع شود ، از آسيب دراز مدت مفصل جلوگيري مي شود . در انواع آرتريت معمولا اشكالاتي در استخوان هاي مفصل ، غضروف مفصلي ، مايع مفصلي يا غشاء مولد مايع مفصلي پيش مي آيد. (آرتروز )
(استئو آرتريت) و آرتريت روماتويد از انواع مهم آرتريت هستندكه اولي شايع ترين آنهاست.
4)روماتيسم Rheumatism
التهاب و تورم مفاصل و عضلات همراه با درد را روماتيسم مي نامند كه به شكل حاد يا مزمن ايجاد مي شود . در اين بيماري چند مفصل با هم يا به طور متناوب دچار بيماري مي شوند . خطر مهم اين بيماري عارضه قلبي آن است. اين بيماري معمولا از عوارض ويروس عفونت لوزه ها و بخش فوقاني دستگاه تنفس يا گروهي از باكتري ها (استرپتوكوك ها ) است . روماتيسم حاد اغلب به دنبال گلودرد چركي ايجاد مي شود ، درد مفاصل در زانو ، مچ دست و پا و آرنج بيشتر ايجاد مي شود و از مفصلي به مفصل ديگر مي رود در حالت مزمن مفصل هاي قرينه بدن(مثل انگشتان دو دست) مبتلا مي شوند كه معمولا در اثر از بين رفتن هاي مفصلي ، استخوان ها ضخيم شده ، مفصل تغيير شكل پيدا مي كند.
جدول مقايسه اي ماهيچه ها صفحه113
مثال هاي مربوط به ماهيچه هاي اسكلتي ، بسيار گوناگون اند و در مورد قلب محدود به خود آن است. براي ماهيچه هاي صاف عنبيه چشم ، لوله هاي حالب (ميزناي) ، رگ هاي خوني ، روده ، معده و رحم را مي توان بيان كرد. در ميان مثال ها از اسامي معمولي استفاده كنيد . مانند ، ماهيچه جلوي بازو به جاي ماهيچه دوسر . همچنين از بيان مثال هايي كه بچه ها با چگونگي عملكرد آن ها آشنايي ندارند (ديافراگم) خودداري كنيد.
تجربه كنيد صفحه 115
بحث كنيد ماهيچه ها را با تجربه كنيد عملي شروع كنيد . اين فعاليت هيجان انگيز است و توجه دانش آموزان را كاملا جلب مي كند . دليل كوتاه شدن دست ، انقباض ، ماهيچه هاي آن و دليل بازگشت به حالت اول رفع انقباض ماهيچه است
مقايسه كنيد صفحه 116
هدف از اين فعاليت بررسي ويژگي هاي اهرم ها در بدن است:
الف- در اهرم نوع اول تكيه گاه بين نيروي محرك و مقاوم قرار دارد . در اين حالت اهرم نوع اول مطرح است .اين اهرم اگرچه با تغيير جهت نيرو به ما كمك مي كند ، اما طول بازوي مقاوم و محرك نيز مطرح است . مزيت مكانيكي اهرم نوع اول ممكن است بيشتر ، كمتر يا مساوي 1 باشد مفصل مهره اطلس گردن با استخوان پس سري (اطلنتوآكسيپيتال) ِِِAtlantooccipitalتكيه گاه بوده و عضلات پشت گردن نيروي محرك را وارد مي كند. نيروي مقاوم وزن سر است. حركت اهرم سر را با عقب خم مي كند
ب-در اهرم نوع دوم نيروي مقاوم بين تكيه گاه و نيروي محرك قرار دارد در اهرم نوع دوم ، مزيت مكانيكي ، بيش از 1 است . اين حالت در بدن معمول نبوده و بسيار كم است . بهترين مثال آن بلند شدن بر روي پنجه ي پاهاست . مفصل استخوان كف پا و انگشتان(متاتارسوفلنجيال) تكيه گاه بوده ماهيچه هاي پشت ساق پا نيروي محرك را وارد كرده ، وزن بدن نيروي مقاوم است.
. نكته قابل توجه در اين حركت آن است كه ، باري اين عمل ماهيچه هاي پشت پا كه با قدرت زياد انجام مي شود ، ماهيچه هاي متقابلي كه به همان اندازه نيرو وارد كنند وجود نداشته و بازگشت به حالت اوليه در اثر نيروي جاذبه انجام مي شود.
در اهرم نوع سوم نيروي محرك بين تكيه گاه و نيروي مقاوم قرار دارد. ) اين حالت كه مربوط به اهرم نوع سوم است ، در بدن رايج است در اين نوع اهرم ، مزيت مكانيكي هميشه كمتر از 1 بوده و مسافت و سرعت اثر نيرو افزايش مي يابد . در اين مثال مفصل آرنج ، تكيه گاه بوده ، ماهيچه جلوي بازو نيروي محرك را وارد كرده ، ساعد دست بازوي مقاوم است . در اين حالت كمي انقباض ماهيچه مي تواند دست را به مقدار زيادي جا بجا كند.
ج-در اين نوع اهرم ، ماهيچه ها مي تواند به نزديكي مفصل متصل بوده و با انقباض كم حركات سريع و زيادي را اجرا نمايد.به همين دليل ما مي توانيم به سرعت بدويم يا چيزي را پرتاب كنيم .مقدار بازوي مقاوم و محرك د ر اهرم نوع سوم با سرعت و مسافت اثر نيرو و نيز ميزان نيروي مقاوم مرتبط است . رايج بودن اين نوع اهرم و كم بودن اهرم نوع دوم در ماهيچه ها و استخوان هاي ما نشان مي دهد ساختار بدن ما سرعت را به قدرت تر جيح مي دهد.توانايي برداشتن گام هاي بلند تر باعث پيمودن مسير هاي طولاني در زمان كوتاه تر مي شود. فكركنيد صفحه 117 براي آن كه كار هماهنگي ايجاد شود ، وجود سه شرط لازم است: الف)يك قسمت يا قسمت هايي از بدن جاندار بايد هماهنگ كننده باشد ب) اطلاعاتي از قسمت هاي مختلف بدن جاندار يا محيط اش به قسمت هماهنگ كننده برسد. ج) اطلاعاتي از قسمت هماهنگ كننده به قسمت هاي ديگر بدن جاندار برسد . در دستگاه عصبي، احساس كردن به معني دريافت حس از طريق محرك هايي مثل نور ، صدا و لمس كه گيرنده هاي مربوطه را تحريك كرده اند ، مي باشد. تصميم گيري به معني هماهنگي و تفسير علايم حسي و تنظيم پاسخ ها در مراكز فرهنگي بوده و عمل كردن پاسخ حركتي است كه در پي ارسال علايم از مركز هماهنگ كننده به سلول هاي عمل كننده صورت مي گيرد . مثال هاي مختلفي درباره هماهنگي مي توان مطرح كرد : 1) وقتي لقمه اي غذا در دهان قرار مي گيرد حركت منظم آرواره ها و دهان و زبان موجب جويده شدن غذا مي گردد. سپس حركات منظم زبان و ماهيچه هاي حلق سبب بلع لقمه جويده شده مي گردند. در همين هنگام ترشحات غدد بزاقي و شيره معده افزايش مي يابد. در انجام اين فعاليت ها بخش هاي مختلفي مؤثرند : كمك گيرنده هايي (مكانيكي و چشايي) كه وجود غذا در نقاط مختلف دهان حس مي كنند. گروهي از اعصاب اين خبر را به مركز تنظيم كننده (در مغز) مي برند. گروه ديگري از اعصاب از اين مراكز دستور هاي به عضله ها و غذه هاي ويژه ي گوارشي مي برند. 2) گربه اي كه در حال استراحت است . بوي گوشت را استشمام مي كند، از جاي برخاسته و پس از بو كردن فضاي اطراف خود ، مسير بو پيدا كرده و به طرف منشاء آن حركت مي كند. در اين مورد نيز بوي گوشت موجب تحريك گيرنده هاي بويايي شده و پس از اطلاع مراكز هماهنگي (مغز و نخاع) از طريق راههاي عصبي فرمان هاي لازم در مورد نوع حركت و رفتار جانور صادر مي شود 3)براي آنكه جسمي را در دست بگيريم ، اتفاقات متعددي رخ مي دهد : ابتدا اطلاعاتي در باره ي محل اين جسم و وضعيت آن از چشم ها از طريق راه هاي مربوطه (اعصاب) به مراكز هماهنگي برود و پس از تجزيه و تحليل آنها و ارتباط باساير بخش هاي مركز هماهنگ كننده مسئول كنترل فعاليت ماهيچه ها دستور لازم به ماهيچه ي دست ارسال شود. در اثر اين دستور ماهيچه هاي انگشتان دست به گونه اي منقبض مي شوند كه با اندازه ، وزن و شكل جسم مورد نظر متناسب باشد مچ دست ، آرنج و شانه نيز به صورت هماهنگ حركت مي كنند تا دست باز شده و جسم را بگيرد . از طرف ديگر چون مركز ثقل بدن هنگام حركت و باز شدن دست ، جابه جا مي شود ، الگوي انقباض بسياري از ماهيچه هاي ديگر بدن بايد پيوسته تنظيم شود تا وضعيت قائم بدن محفوظ بماند مقايسه كنيد صفحه 120 در مركز تلفن بخشي از كارها مثل برقراري ارتباط بين مشتركين به صورت خودكار انجام مي شود. در دستگاه عصبي هم بعضي از اعمال به صورت غير ارادي و بدون تصميم گيري انجام مي شود. وقتي يك سلول چيزي را حس مي كند كه لازم است در واكنش به آن سلول ديگري به سرعت كار خاصي را انجام دهد.نورون هايي كه پيام حس را به مركز عصبي مي برند و آن ها كه دستور انجام كار را باز مي گردانند مثل سيم هاي تلفن مشتركين هستند كه توسط مركز تلفن به يكديگر مرتبط مي شوند. در مركز تلفن ارتباط با داخل و خارج كشور مي تواند برقرار شود . در مركز عصبي نيز به محرك هاي دروني (اتفاقات داخل بدن ) و خارجي واكنش نشان داده مي شود. در مركز عصبي برخي اعمال به صورت ارادي صورت گرفته و درباره انجام آن ها تصميم گيري مي شود . در مركز تلفن نيز برخي كارها ، با درخواست مشتركين تلفن انجام مي شود مثل راه اندازي سرويس هاي ويژه تلفني (انتظار مكالمه ، انتقال مكالمه... ) - چنانچه بخواهند تلفن يك خانه را به همه تلفن هايي كه مي خواهند با آن ارتباط داشته باشند متصل كنند بايد به تعداد تلفن ها ، رشته سيم هايي به آن خانه متصل شود. براي هرخانه ديگر نيز همين وضعيت وجود دارد . در اين حالت شبكه اي عظيم و پيچيده اي از سيم كشي مورد نياز است . براي برقراري ارتباط با هر شماره ي تازه اي بايد سيم كشي جديدي انجام شود. رفع اشكالات احتمالي در چنين شبكه اي بسيار تفاوت هاي بسياري بين مركز عصبي و مركز تلفن وجود دارد ، مثلا : تعداد مراكز عصبي (مغز و نخاع)، وجود تصميم گيري براي ارائه ي پاسخ و برقراري ارتباط در مركز عصبي ، تنوع پاسخ در برابر محرك هاي مختلف ، جدا بودن مسير رفت و برگشت پيام عصبي ، برقراري ارتباط بين چندين نقطه (در مقابل مكالمه ي سه نفره ي مركز تلفن) فكر كنيد صفحه 122 باريك و دراز بودن سلول ، داشتن دنباله هاي سيتوپلاسمي ، داشتن قابليت تحريك پذيري ، هدايت و انتقال پيام عصبي. دندريت ها گيرنده هاي نورون ها هستند كه تحريك وارده را به صورت پيام عصبي به جسم سلولي منتقل مي كنند و آن آكسون پيام عصبي را از جسم سلولي تا انتهاي خود هدايت مي كند. ماهيت آن تقريبا الكتريكي است. جانوران موجوداتي متحرك اند و نوع زندگي آن ها ايجاب مي كند كه جاندار بتواند خيلي سريع نسبت به تغييرات محيط خود پاسخ دهد وجود ارتباط يك طرفه موجب مي شود كه حركت پيام عصبي در شبكه هاي عصبي با نظم ويژه اي صورت گرفته و تنظيم عصبي به خوبي ممكن گردد. عدم تداخل پيام ها و امكان ارسال همزمان پيام هاي حسي و حركتي از مزاياي اين وضعيت هستند در نهایت باعث افزایش سرعت می شود فكر كنيد صفحه 123 - عقب كشيدن دست : محرك (سوزن )پاسخ( دور شدن از سوزن) منظور (جلو گيري از آسيب دست) - ترشح بزاق: محرك (مشاهده غذا)پاسخ (تحريك غدد بزاقي)منظور (شروع عمل هضم يا گوارش) - پلك زدن:محرك(حركت جسم خارجي به طرف چشم)پاسخ( بستن چشم)منظور(محافظت از چشم) - ريزش اشك:محرك (گردو غبار )پاسخ (شستشوي چشم)منظور (خروج گرد وغبار ا چشم ) - عطسه: محرك( ذرات معطر و تندوگرد و غبار)پاسخ(خروج هوا از بيني)منظور(دوركردن ذرات معطر وتند از بيني - سرفه: محرك(ذرات غذا)پاسخ ( خروج هوا از ناي و دهان )منظور (عدم ورود غذا به ناي) - تغيير قطرمردمك چشم :محرك(نور زياد)پاسخ(تنگ شدن مردمك چشم)منظور(كاهش ميزان ورود نور) - خميازه:محرك (خستگی كاهش اكسيژن)پاسخ (باز شدن دستگاه تنفس فوقاني به مقدار زياد )منظور (دريافت مقدار زياد اكسيژن) - پرش زانو : محرك (ضربه ي سريع به زير زانو)پاسخ(حركت ساق پا به بالا )منظور( دور شدن از ضربه) بايد توجه داشت كه معمولا در ستون پاسخ مفهوم نوع انعكاس نوشته مي شود. در اينجا يك عمل انعكاسي رخ داده است كه عقب كشيدن دست در هنگام برخورد با يك جسم داغ مي باشد . در اين انعكاس ، محرك ، درد است كه پس از برخورد يك جسم داغ با پوست ايجاد مي شود . اين درد راگيرنده هاي درد دردست احساس مي كنند.اين گيرنده ها ، پيام را به نورون هاي حسي كه پيام ها را به نخاع منتقل مي كنند ، انتقال مي دهند. در نخاع ، اين پيام ها به نورون هاي رابط داده مي شوند و نورون هاي رابط ، آن ها را به نورون هاي حركتي منتقل مي كنند ماهيچه ها منقبض مي شوند و دست را از محل درد به عقب مي كشانند . ماهيچه هايي كه به محرك پاسخ داده اند ، پاسخ دهنده نام دارند. - زيرا جهت حركت پيام عصبي در نورون ها يك طرفه است . - عمل انعكاسي در حداقل زمان ممكن انجام مي شودو آسیب کمتری می بینیم - بله بلي
[ چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ] [ 15:31 ] [ محمد اقدسی ]
[ ]